اکثرا ما زنهای شرقی یک ضعف بدی در مقابل خطاهای مکرر مردها داریم که ما رو از تذکر دادن و یاداوری منع میکنه! دلیلش خجالت میتونه باشه یا ترس از درست شدن مشکل و دعوا! مثلا اینجا برای به دنیا اومدن هر فرزندی مبلغی پول با توجه به درآمد پدر، به اسم مادر پرداخت میشه که معمولا مردها، خانمهاشون رو مجبور به ثبت این مبلغ به اسم خودشون یعنی پدر بچه میکنن. خیلی بی انصافیه! و زنها به خاطر دوام زندگیشون و کاهش مشکلات خانوادگی تسلیم میشن! این مثالی در مورد زن و همسرش بود که این ضعف رو نشون میداد.
مثال دیگه: دوستم تعریف میکرد که مردی برای تعمیر یکی از وسایل برقیشون اومده بود منزلشون و برای استفاده از توالت اجازه خواست. دوستم به پسر بزرگش سفارش میکنه که زود بره بهش بگه از توالت به صورت نشسته استفاده کنه اما پسرش اینکار رو نمیکنه و دوستم بعد از استفاده آثار کثیفی رو آشکارا در توالت میبینه! حالا هر چی به خودش جرأت میده که بره و به این آقای مرد در مورد کار ناپسندش بگه، نمیتونه که نمیتونه! حالا اگه یک خانم کاملا غربی بود، خیلی راحت و با جرأت کامل حرفش رو به هر کی میخواست باشه، میزد. و یا خودم که مثلا خیلی با همسرم راحت و صمیمی هستم این ضعف رو با مردهای دیگه دارم. یکبار در یکی از آموزشهای عملی رانندگی، معلمم که یک مرد بود کنار جاده که پارک موقت کردم، در رو باز کرد و یک لیوان خالی یکبار مصرف قهوه رو، فرو کرد توی برفهای کنار جاده و به من که داشتم نگاهش میکردم گفت: بدبخت لیوانه، حالا یخ میزنه! و من احمقانه یک لبخند زدم!
میدونم که این ضعف فقط شامل زنها نسبت به مردها نیست اما معمولا و اکثرا این حالت بیشتره تا نسبتهای دیگه. شما هم همین نتیجه رو گرفتید؟
|