جمعه بعد از ظهر در زدن. دو دختر جوان بودن که برای تبلیغ یک دین جدید اومده بودن. یادم نیست اسم دین چی بود اما به قول خودشون دین مسیحیت اصلیه که پیامبرش در قاره آمریکا ظهور کرده و چون خدا هیچ وقت بندههاش رو بدون پیامبر نمیذاره الان هم پیامبری در کشور آمریکا هست که اسمش رو اگه درست یادم باشه تامس معرفی کردن، وجود داره که به همه جای دنیا برای راهنمایی مردم سفر میکنه. تصویرش رو هم نشونم دادن که یک آقای سفید پوست و بور و چشم رنگی و کت پوشیده و کروات زده بود. این گروه به انحراف کتابهای مقدس تورات و انجیل ایمان دارن اما مسئله کتابشون رو سوا میدونن چون پیامبرش هنوز زندهست و وقتی هم از دنیا بره، یک پیامبر دیگه برای مراقبت از این کتاب و راهنمایی مردم ظهور میکنه. این خانمها خودشون رو خواهر معرفی میکنن و البته مثل خواهران مقدس یا راهبههایی که ما دیدیم و میشناسیم نیستن؛ یعنی موهاشون رو نپوشوندن و آرایش کردن و لباس عادی مرتبی پوشیدن. جالب اینجاست که فکر کردن من یهیودی هستم! این رو به خاطر داشتن سه فرزند و لباس سادهم (که همیشه ساده نمیپوشم) و موهای دم اسبیم و صورت بدون آرایشم (که باز هم همیشه اینقدر ساده نیستم)، اینطور تصور کردن. زنهای یهودی ملتزم به دینشون معمولا ظاهری این گونه دارن و معمولا بیشتر از دو فرزند دارن!
قرار شد این هفته با ترجمه فارسی کتاب مقدسشون بیان سراغم و من سوالات زیادم رو که اونها وقت پاسخ دادنش رو نداشتن، مطرح کنم. قبلا با دین شاهدان یاهوه آشنایی نسبی پیدا کردم، میخوام بدونم چه تفاوتهایی بین این دو وجود داره.
دوشنبه 10 تیر 1387
